|
مرد آفتابی بهشت، نگارشِ آن قلمیست که تاب زلف تو را در دل دارد
| ||
|
همانندِ آرش همۀ جانم را خونِ قلم میکنم تا قلبم را بر گسترۀ بدونِ مرزِ عشقت بنویسم
[ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 13:16 ] [ حامد ]
[ جمعه بیستم آبان 1390 ] [ 21:24 ] [ حامد ]
بخش دوم
ادامه مطلب [ پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 ] [ 21:7 ] [ حامد ]
[ پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 ] [ 21:5 ] [ حامد ]
گاهی که آفتابِ پاییزی از مشرقِ درختانِ انار رنگارنگِ نگاهِ پنجره هایِ اُرسی را برموهایِ ریزِ گردنت به چرا میبرد ای که انگشتانم شانۀ موهایت خدا را می خوانم برایت به مردی که به اندوهت بمیرد و به شادیت بروید [ دوشنبه دوم آبان 1390 ] [ 19:1 ] [ حامد ]
زن اگه بتونه نگاهش رو از مردها کوتاه کنه ( و این، آنست که از دیده به دل راه ندهد مگر یکتا مردش را) و اگه بتونه نگاهِ مردها رو از خودش کوتاه کنه ( و این، آنست که در هیچ چشمی نیفتد مگر در چشم یکتا مردش) آنگاه عشق را مادر میشود [ یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390 ] [ 14:48 ] [ حامد ]
شاید از گذری که ساخته بودند برایِ شناختِ پیش از ازدواج عشقی دور از چارچوبِ خانواده قلبشان را گرفتار کرده است اگر مرد این عشق را باغبان نباشد و یا آنرا به شهوت بدوشد مرگ و یا مسخ پایانیست بر قلبِ دخترک مسخ، سکراتِ مرگِ قلبِ دختر است در مسخ دختر باز هم با مردی آشنا میشود تا آنگاه که عشقِ مرد به او از هلال به بدر کامل میرسد و مرد قلب خود را نوزادی میبیند در چنگالِ گرگی که از بدر کامل متولد شده است اما باز هم این دختر است که ضربۀ آخر را میخورد چون مردی که قلبش طعمأ گرگ شده از هر گرگ درنده تر است و شاید اینبار قلبِ دخترک این اعجازِ آفرینش برایِ همیشه بمیرد [ چهارشنبه یکم تیر 1390 ] [ 11:27 ] [ حامد ]
حجاب سه گونه است: ۱- حجاب واجب آنست که شرعِ مقدس برایِ پاسداشتِ مقامِ زن به او هدیه کرده است پوشش همۀ بدن است به جز چهره و دست تا مچ و پا تا غوزک ۲- حجابِ آزاد آنست که اجبارِ حکومت بر آن نیست و نباید باشد پوشش همۀ بدن است به جز سر و گردن و دست تا آرنج و پا تا مچ رنگهایِ شاد و نقشهایِ زیبا در پوشش، آزاد است سیاستِ دین در قبالِ این حجاب، تهذیب و کنترلِ نگاهِ مرد است ۳- حجابِ اجبار آنست که اجبارِ حکومت را به دنبال دارد برهنگی بر آنچه که در حجابِ آزاد پوشانیده میشود پوشش در این حجاب پوشش نیست بلکه قابیست برایِ زیباتر جلوه دادنِ پنهانیهایِ زن سیاستِ دین در قبالِ این حجاب، تهذیب و کنترلِ حجابِ زن است در اوایلِ انقلاب این هر سه اصل رعایت میشد اما کم کم حجابِ آزاد در حجابِ اجبار غرق شد و اکنون میبینیم که جوانانِ ما مانندِ فاحشه هایِ غربی آرایش میکنند [ سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 ] [ 12:49 ] [ حامد ]
خداوند در آغاز، غایت را و پس، علت را و پس، خلقت را نوشت در آغاز، علت را و با علت، خلقت را خواند و پدید آورد و علت و معلول را برایِ خواندنِ غایت به تکاپو انداخت آن غایت عشق است
[ پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390 ] [ 16:48 ] [ حامد ]
زیرِ سایۀ دم کردۀ درختانِ چنار
قناتِ روشنِ دهکده از اشکهایم تو را وضو گرفت تا برود زیرِ چادر نمازِ درختانِ سدر و حجرالاسودِ کعبِ پایت را در قنوت بگیرد گوش کن! از حنجرۀ قلیانِ طوافِ آب نامِ مرا میشنوی؟
پی نوشت: وقتی پاتو تو جویِ آب فرو میبری، انگار که موجِ آب ساقِ پاتو در قنوت میگیره [ شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 ] [ 21:35 ] [ حامد ]
زنان ما کشتزارهای ما هستند هر چه در آنها بکاریم در خودمان درو می کنیم. اگر شادی بکاریم قلبمان تاکستان خدا می شود پس از خوشه های ایمان، شراب می نوشیم. اما اگر اندوه بکاریم از پستان هزار هزار اهریمن جهنم را می دوشیم. [ یکشنبه یکم اسفند 1389 ] [ 20:25 ] [ حامد ]
شهوة الفرج در پایین بهشت است و در بالای بهشت قرةالعین همون اشکِ خنکِ شوق راستی یِ چیز شهوة الفرج هیچوقت اشکِ خنکِ شوق نداره شاید اشک گرم اما نه خنک. [ سه شنبه دوازدهم بهمن 1389 ] [ 17:52 ] [ حامد ]
امام عسكرى علیه السلام فرمود: نَحْنُ حُجَجُ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ وَ فاطمةُ حُجةٌ عَليَنا. ما حجّتها و برگزيدگان خدا بر آفريدگانش مىباشيم، و فاطمه، حجّت راستين و پُرشكوه خدا بر ما مىباشد. تفسير أطيب البيان/ ج 13/ ص 236 [ پنجشنبه هفتم بهمن 1389 ] [ 11:4 ] [ حامد ]
«يـا أَحْمَدُ! لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاكَ، وَ لَوْلا عَلِىٌّ لَما خَلَقْتُكَ، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما»؛ هان اى احمد! اگر تو نبودى، جهان را نمىآفريدم و اگر على نبود، تو را، و اگر فاطمه نبود، من شما دو نفر را نمىآفريدم. [ چهارشنبه ششم بهمن 1389 ] [ 15:47 ] [ حامد ]
أللّهُمَّ إنِّى أَسْئَلُكَ بِحَقِّ فاطِمَة وَ أَبِيْها وَ بَعْلِها وَ بَنِيْها وَ السِّرِ الْمُسْتِوْدِعِ فِيْها أنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ تَفْعَلَ بِى ما أنْتَ أهْلُهُ وَ لا تَفْعَلَ بِى ما أنَا أهْلُهُ بِرَحْمَتِكَ يا أَرْحَمَ الرّاحِمِين؛ بارخدايا! از تو خاضعانه مىخواهم كه به حق فاطمه و پدر او و همسرش و دو فرزندش و راز به امانت سپرده شده در وجود نازنين او، كه درود بفرستى بر محمّد و خاندان محمّد و به رحمت و مهر خودت با من چنان رفتار كنى كه خود شايسته آن هستى و چنان رفتار نكنى كه من شايسته آن هستم اى مهربانترين مهربانان!
[ چهارشنبه ششم بهمن 1389 ] [ 15:39 ] [ حامد ]
بالاخره اهریمن شکم، آدم و حوا را فریفت وآنها پر خوردند از آنچه نباید میخوردند. وچون سیر شدند، چیز دیگری در آنها گرسنه شد که از بهشت نبود پیک خاک بود شناختندش وترسیدند چرا که شنیدند جرس فریاد می دارد که بر بندید محمل ها آره خواهرم! آره برادرم! شهوة الفرج، دیباچۀ زندگی خاک آلود ماست.
[ چهارشنبه ششم بهمن 1389 ] [ 15:36 ] [ حامد ]
یادمه عطر کاهگل خیس و انجیرهای خشک و سرکه انار در تاریک و روشن انبار باغ یادمه آواز خوش برگهای رقاص سپیدار یادمه اون سینه های زیبای نوزده ساله را یادمه اون اناری که از تبسم او چیدم وبه یاد لبش کودکانه نوشیدم یادمه که ندید پسر بچه ای از دوم دبستان چه بزرگوارانه عاشق شده است.
[ چهارشنبه ششم بهمن 1389 ] [ 15:35 ] [ حامد ]
من عطرِ جورابهایِ سفیدت را که چسبیده با عرقِ گرم به انگشتانِ پایت دوست دارم [ یکشنبه سوم بهمن 1389 ] [ 14:41 ] [ حامد ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||